السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
225
جواهر البلاغة ( فارسى )
3 - از آن هدفها ، لذّتيابى از ذكر است ، مانند سخن شاعر : خداوند ، سيراب كند نجد را ، درود بر نجد باد چه نيكوست نجد ، از دور و نزديك . در اين شعر ، واژهء « نجد » تكرار شده است و شاعر ، از ضمير بهره نجسته چون از ذكر « نجد » لذّت مىبرده است . 4 - و از آن هدفها جلب عطوفتكردن است مانند : « اللّهم عبدك يسألك المغفرة » : خداوندا بندهات ، از تو آمرزش مىخواهد . در اين مثال ، نيايش كننده ، به جاى استفاده از تعبير « أنا أسالك » عبارت « عبدك يسألك » را به كار برده تا عطوفت خداى مهربان را به خويش جلب كند و اين گرايش از ضمير به سوى اسم ظاهر است ، در جايى كه بايد ضمير آورد . المبحث الخامس فى تعريف المسند اليه بالعلميّة يؤتى بالمسند اليه علما لا حضار معناه فى ذهن السّامع ابتداء باسمه الخاص ليمتاز عمّا عداه كقوله تعالى : وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْراهِيمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَ إِسْماعِيلُ . بحث پنجم دربارهء معرفه آوردن مسند اليه به وسيلهء علم است . مسند اليه را « علم » قرار مىدهيم براى اينكه از آغاز ، با نام ويژهء آن ، معنايش را در ذهن شنونده حاضر كنيم تا از ديگران مشخص گردد و جدا شود . مانند سخن خداى و الا : « وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْراهِيمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَ إِسْماعِيلُ » « 1 » : وقتى كه ابراهيم و اسماعيل ، ديوارهاى خانه خدا را بر مىافراشتند . در اين آيهء شريفه ، « ابراهيم » و « اسماعيل » علم است . و از آغاز ، معنايش در ذهن حاضر مىشود . مسند اليه علم ، در فارسى مانند : قارون هلاك شد كه چهل خانه گنج داشت * نوشين روان نمرد كه نام نكو گذاشت « 2 » علم : نام يا لقب ويژهء كسان يا مكانهاست مثل : حسن ، حسين ، محسن و . . . و مانند : ايران ، تهران ، اصفهان و . . .
--> ( 1 ) . بقره / 127 . ( 2 ) . سعدى .